الشيخ المنتظري

402

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

آن بنده صالح خدا براى نجات خود از پرتگاه به دستگيره هاى مورد وثوق و اطمينان و ريسمانهاى محكم چنگ زده است . يقين كامل « فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ ، قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ فِى اَرْفَعِ الاُْمُورِ مِنْ اِصْدَارِ كُلِّ وَارِد عَلَيْهِ ، وَتَصْيِيرِ كُلِّ فَرْع اِلَى اَصْلِهِ » ( پس يقين او مانند يقين به نور آفتاب است ، نفس خود را براى خدا در بالاترين مقامها قرار داده بدين گونه كه هر پرسشى را پاسخ مىگويد ، و هر فرعى را با اصول كلّى تطبيق مىكند . ) « فهو من اليقين على مثل ضوء الشّمس » پس همان بنده اى كه خداوند او را كمك كرده است ، يقين او به مبدأ و معاد ، حساب و كتاب ، صراط و ميزان ، بهشت و جهنّم و ساير مسائل مانند يقين به نور خورشيد است ; چطور در روز روشن به نور خورشيد يقين دارد ، به حق و حقيقت هم به همين مقدار ايمان دارد ، و عالم غيب هم همانند خورشيد و نور آن براى او روشن و آشكار است و هيچ ترديدى ندارد . « قد نصب نفسه لله سبحانه فى ارفع الامور » چنين فردى خويشتن را براى خداوند در بالاترين امرها و مقامها قرار داده است . « من اصدار كلّ وارد عليه » كسانى كه بر او وارد مىشوند از او كسب علم و معرفت مىكنند و سيراب برمى گردند ، « و تصيير كلّ فرع الى اصله » وقتى كه كليّات علم بر چنين فردى روشن است ، فروعى را هم كه بر او وارد مىشود با همان كليّات و اصول كلّى تطبيق مىكند . چراغ تاريكى ها و كليد مبهمات « مِصْبَاحُ ظُلُمَات ، كَشَّافُ عَشَاوَات ، مِفْتَاحُ مُبْهَمَات ، دَفَّاعُ مُعْضِلاَت ، دَلِيلُ فَلَوَات » ( او چراغ تاريكى ها ، و آشكار كننده امور مشتبه ، و كليد مبهمات ، و دفع كننده مشكلات ، و راهنماى بيابانهاى پهناور است . )